۱۴۰۵ خرداد ۱۳, چهارشنبه

سایه/روشن

میانِ سایه و نور
می‌دویم
تا از خاموشی

هجاهای زنده بسازیم


بی‌آنکه بدانیم
کدام صدا
در پایانِ راه
ما را
فرا خواهد خواند


و جاده
در آغازِ خویش
به فراموشی می‌رسد
آهسته
بی‌هیچ قرار


نه آغاز
نه انجام
جز عبورِ بی‌امانِ باد


ما
رهگذرانِ بی‌نامِ زمان
نامِ خویش را
در مشتِ تردید
پنهان کرده‌ایم


و آسمان
بر شانه‌مان
سنگین و خاموش
ایستاده است


هر نفس
قصیده‌ای است
ناتمام و تب‌دار


و عشق
در دوردستِ نرسیدن
آرام
صدا می‌زند


بی‌آنکه بدانیم
آن صدا
رهایی‌ست
یا
بازگشتِ درد


هیچ نظری موجود نیست: